...
تومیدونی دیگه نیست.
سخت ترش وقتیه که مجبوری لبخند بزنی وبگی خوبه..........
تومیدونی دیگه نیست.
سخت ترش وقتیه که مجبوری لبخند بزنی وبگی خوبه..........
نه آغوشت را می خواهم نه یک بوسه نه دیگر بودنت را..
همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست
مرا به آرامش می رساند….
حتی اصطحکاک سایه هایمان…
همین که غرقش می شوی
پس می زند تو را ...
درست مثل بعضی از آدم ها . . . !
به فـــــروختن خـــــاطرات قدیمی ،
به بهـــــای ورود یکــ تــــازه وارد استــ ...!!

از سادگی نیست ...
داری جون می کـَـنی حرمت یه روزایی رو نگه داری
که اونا یادشون رفته !
+در همین حوالی هستند کسانی که تا دیروز میگفتند
بدون تو نفس هم نمیتوان کشید
و حالا در اغوش دیگری نفس نفس میزنند.*
کمی هم از " پســـتی " هراس داشتند !
یادم را پاک کنی ، عشقم را چه می کنی؟!...
اصلا همه را پاک کن ...
هر آنچه از من داری...
از من که چیزی کم نمی شود......
فقط بگو با وجدانت چه می کنی؟!
شاید...؟!نکند آن را هم پاک کرده ای ؟!!!
نـــــــــــــــــــــــــه!! شدنی نیست...!
نمی توانی آنچه رانداشتی پاک کنی ...
وقتی می رود...
و همه می گویند : دوستت نداشت
و تو نمی توانی به همه ثابت کنی
که هر شب
با عاشقانه هایش خوابت می کرد
روزے مے رسَـد کـِﮧ دَر خیال خُـود
جای خالے ام را حِس کـُـنے
دَر دِلَت با بغض بگـُویے :
" ڪاش اینجآ بود "
اما مَـטּ دیگـَـر
بـﮧ פֿـوآبَت هَم نِمے آیَم!!

دلگیرم از همه دوست داشتن هایی که گفتی ولی نداشتی…..!!!



دل تو را میخواهــد!!
مدام میگوید به دنبالتــ بیایم ...
و غـــــــ ـــــــرور
پاهایم را بسته ...
تو نتـــرس !!
جایتــ امن استــ ...
قربانـــی این جنگــ منم !!


چه کار کنم؟
من زنِ روشنفکری نیستم
انسانی غارنشینم،
که قلبم هنوز در سرم میتپد؛
- که بادی که پنجرههای خانهام را به هم میکوبد،
روزی اگر موهای دیگری را پریشان کرده باشد چه؟
و بارانی که باریده و نباریده تورا یادم میآورد،
روزی اگر دیگری را یادت بیاورد چه؟ -
حسودم
و هی میترسم از تو
از خودم
از او
میترسم و هی شمارهات را میگیرم
و صدای زنی ناشناس
که شاید عطر تو از گلهای پیراهنش میچکد
که شاید بوی تو از انگشتانش میچکد
که شاید حروف نام تو از لبانش میچکد
هر لحظه از دسترسم دورترت میکند
تو دور میشوی
من
فرو
میروم در غار تنهاییام
کنار وهمِ خفاشی که این روزها
دنیایم را وارونه کردهست..
+لیلا کردبچه









بی شَکــــــ مَـــــن
رتبه اوَل میشدم
...
بَـســـ که تِکـــرار کَردم
نامَـتــــ ـــــ را در مرور خاطِـــــــراتم